ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

83

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

نهاذه آمذه است بر سر ناى كلو كو را حلقوم « 1 » خوانند و اين حلقوم « 1 » آفريده است « 2 » از حلقهاء غضروفى و اين حلقها « 3 » كه بسوى بيرونين سينه است « 3 » سطبر آمده‌اند و قوى وز « 4 » سوى اندرون تن كبسوى مرى است سخت تنك مانندهء غشا كويى اين حلقها تمام نيستى جنانك كويى از سوى اندرون « 5 » سو مرى حلقه « 5 » نيستى جه غشاستى « 6 » بس و اين حلقها را از سوى بيرونين وز سوى اندرونين ( f . 70 ) اغشيه است « 6 » ان « 7 » غشاها استوار كرده آمذه است « 8 » و جن حلقها يك از بر يك‌ديكر گرد آيذ از وى اين قصبة الريه تمام شوذ باز جن بشوشه فرود آيذ بخشيذه شوذ ببخشهاء بسيار و لختى بدين شقّ از شوشه روذ و لختى بران « 9 » شق ديكر و اين حلقها كى بقصبه الريه بزرك است بدان اقسام قصبه كبميان « 10 » شوشه است خرد بوذ هم بر [ مثال ] « 11 » قصبه الريه بوند و لكن خردتر و « 12 » اين اقسام بسيار شوند و باز كسترذه شوند و ميان اين اقسام كوشت شوشه بر بيوندذ « 13 » و تنهء « 13 » شوشه تمام شوذ و يك نيمهء شوشه بر يك نيمهء سينه بوذ و يك نيمه « 14 » ديكر بران نيمهء ديگر « 14 » جنانك ياذ كرده آمذه است و دل بدان نيمهء چب اندر بوذ جنانك ياذ كرده آيذ و بدان نيمهء زيرين ازين كاواگ بزرك كحجاب الحاجز جذا كردست يك از ديكر نام اين « 15 » كاواك زيرين شكم است . بوى اندر معده است و روذكانيها « 16 » و جگر و سپرز و گردها و مثانه و رحم زنان و من هيئت اين اندامها ياذ كنم جذاجدا « 17 » و منفعت شوشه و فعل وى و فعل سينه اعنى صدر « 18 » كبتازى صدر خوانند « 18 » و

--> ( 1 ) - ب ه : قصبة الريه ، خ ( 2 ) - ف : آفريد آمده است ( 3 - 3 ) - ف : از سوى بيرونين سينه است كه بسوى ( 4 ) - ف : « از » ندارد ( 5 - 5 ) - ف : سوى مرى حلقه حلقه ( 6 - 6 ) - ف : ندارد ( 7 ) - ب ه : بدان ، خ . ف : از ( 8 ) - ب ه : باشد ( 9 ) - ف : بدان ( 10 ) - ف : كه ميان ( 11 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . در اصل : ميان ( 12 ) - ب ه : بوند ( 13 - 13 ) - ف : دو تنهء ( 14 - 14 ) - ف : بر ان نيمه سينه ديكر ( 15 ) - ف : آن ( 16 ) - ب ه : و امعا ، خ ( 17 ) - ف : جذابجذا ( 18 - 18 ) - ف : بتازى